تبلیغات
موسسه علمی _فرهنگی رهپویان دانش - دیدار با امام جمعه ی شهرستان، حجه الاسلام شاکر
موسسه علمی _فرهنگی رهپویان دانش
خانه ی دانشجوی اردکان
 

صبح روز سه‌شنبه، 12/3/94 ساعت8:30 جمعی از اعضا به دیدار امام جمعه‌ی شهرستان رفتند.در ابتدای نشست گرمی که در دفتر ایشان شکل گرفت، اعضا اعیاد شعبانیه را تبریک گفته و سپس آقای شاکر، دبیر انجمن در دوره‌های پیش، از تاسیس و گذشته‌ی انجمن گفتند و توضیح دادند که: «این انجمن در همین مکان، دفتر امام جمعه آقای دیداری شکل گرفت و اساس‌نامه‌ای برای آن نوشته و مدتی بعد تصویب شد. در سال‌های گذشته نیز، فعالیت‌های مختلفی داشته‌ایم که مهم ترین آن‌ها، مشاوره دادن به دانش‌آموزان کنکوری بوده است. هرسال در روز دانشجو نیز مراسمی برگزار می‌شود.»

 سپس امام جمعه از اعضا پرسیدند که آیا مکان مشخصی برای جلسه وجود دارد که اعضا توضیح دادند که فعلا یکی از مشکلات ما همین است.


آقای مهدی‌زاده، یکی از اعضای قدیمی هم اضافه کردند که: « علاوه بر دو اتفاقی که پیش‌تر به آن اشاره شد، کلاس‌های آموزشی و مقاله نویسی هم بوده که اساتید یا از دل مجموعه و یا از بیرون دعوت می‌شدند.» و در بیان مشکلات انجمن خاطرنشان کردند که: « یکی از مشکلات جدی انجمن ما، اینست که اعضا همیشه در اردکان نیستند و معمولا در شهرهای مختلف هستند. و ما بیش از اینها عضو داریم که قادر به همراهی ما نبودند.» و سپس خلاصه ای از فعالیت ها را به صورت کتبی در اختیار امام جمعه قرار دادند. 



در این لحظه خانم میرجانی، دبیر فعلی انجمن از امروز انجمن و برنامه‌های آتی صحبت به میان آوردند: « ما بسیار دنبال یک مکان ثابت بوده و هستیم و پیگیری‌ها را انجام می‌دهیم. علاوه بر برنامه‌های موفق پیشین علاقه‌مند به برگزاری همایش انتخاب رشته، نشست با مسئولین، نشست‌های مذهبی و برنامه‌هایی در خصوص کتاب و کتاب‌خوانی هستیم. باید ارتباطمان را با دانشگاه اردکان قوت ببخشیم و برای تفکیک اعضا، زیرشاخه‌هایی را تعریف کرده‌ایم که هرکسی بنابر علاقه وارد یکی از آن‌ها شود. البته چارت سازمانی در دست تکمیل است. به غیر از آن‌چه گفته شد، دنبال تشکیل یک کتاب‌خانه‌ی امانی هم هستیم که از دانشجویان حمایت کند.»



آقای مهدی‌زاده هم اضافه کردند که: « می‌خواهیم کتابخانه‌ی عاریتی داشته باشیم و یک کتابخانه به زبان‌های خارجی، که بخشی از کتاب‌ها آماده است و علاوه برآن، چون اعضا در شهرهای مختلفی هستند، دستمان باز است.»

آقای شاکر هم درمورد فرهنگ کتابخوانی در شهر ایده‌ی روبه‌رو کردن آرای مختلف را داشتند و اعتقاد داشتند که در شهرستان فقط کتاب‌های خاصی پیدا می‌شود. افراد عادی هم به کتابخانه‌ی دانشگاه دسترسی ندارند.

در این بین، خانم طاقداری، مسئول کتاب انجمن درباره‌ی این بخش جدید به نکاتی اشاره کردند: « مشکلات کتاب و کتابخانی در شهرستان بسیار زیاد است. شهر عالم پرور اردکان، با چند دانشگاه، آنطور که باید کتاب‌فروشی خوب ندارد. کتابخانه‌ها خیلی به روز نمی‌شوند و نمایشگاه‌ها در حد شهر نیستند. در مدارس هم فقط رقابت‌های درسی وجود دارد و هیچ جایی برای کتاب و مطالعه‌ی آزاد نیست. محیط‌های مجازی و رمان‌های اینترنتی، نوجوانان را از کتابخوانی دور نگه می‌دارد. و این افراد پس از ورود به دانشگاه با مشکلات عدیده‌ی جدی روبه‌رو می‌شوند و ما بیش از هرچیزی از شما انتظار حمایت‌ معنوی داریم تا در این راه اشتباه نکنیم.»



بعد از آن، امام جمعه‌ی محترم که تا این لحظه به مشکلات و دردودل‌ها گوش می‌دادند صحبت شیرین خود را این چنین آغاز کردند : « من جمع‌های جوان و علی‌الخصوص دانشجویی را بسیار دوست دارم و از آن‌ها استفاده می‌کنم. چون ذهن باز و وسالات خوبی دارند. ما باید تلاش کنیم که علممان را درراستای خدمت به خلق به‌کار ببریم. چرا که علم در بسیاری از موارد باعث خیانت می‌شود همان طور که هیچ مذهب ساختگی در دنیا به دست کارگران و کشاورزان ساخته نشده؛ بلکه همه را عالمان ساخته‌‌اند. در علم هم هیچ محدودیتی وجود ندارد به شرط آنکه سوالات در مکان‌های علمی و بجا مطرح شود. درمورد کتاب، در این سال‌ها چند کتابخانه‌ی جدید در اردکان تاسیس شده است و باید طوری باشد که ما در کنار هر مسجدی یک کتابخانه داشته باشیم. این‌ها در فرهنگ کتابخوانی موثر است. در مدارس واقعا کم‌کاری می‌شود که من هم قبول دارم. به فعالیت‌هایتان ادامه دهید و نگران هزینه‌ها نباشید. بنده خودم هیچ موقع در راستای نگارش و چاپ 17 کتابم، از کسی پول نگرفته‌ام و الان آن‌ها را با هیچ پولی عوض نمی‌کنم. زیرا واقعا علم و کتاب و قلم با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.»

 

در آخر امام جمعه‌ی عزیز، کتاب "زمین مادر ماست" که به تازگی از قلم دلنشین خودشان چاپ شده را به اعضا هدیه دادند و این نشست گرم، در ساعت 9:30 به پایان رسید.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
درباره وبلاگ

دانشجو، "موذن جامعه" هست، "مبدا تحولات" هم هست، "قشر متفکر جامعه" هم هست، اصلا "تعیین کننده ی سرنوشت یک مملکت" هم هست، ولی به شرط آنکه بلد باشد "دانشجو" باشد. که این دوران بشود نقطه عطف زندگی اش.
سال 90 بود که ما دانشجوهای شهر، از رشته ها و دانشگاه های مختلف دور هم جمع شدیم تا تجربیات مان را که در گنجه ی هیچ معلم و مشاوری پیدا نمی شد به اشتراک بگذاریم و کاری کنیم تا دانشجوهای خوبی باشیم و دانشجوهای خوبی روانه ی دانشگاه کنیم، که به قول پیر فرزانه مان: «اگر دانشگاه اصلاح شد، مملکت اصلاح می شود.»

مدیر وبلاگ : خانه دانشجو  

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :